آخرين ارسال های انجمن

طراحی وب سایت شرکت رایانیک پارس چاپ اینجا، چاپ عکس سفارشی روی لیوان، تیشرت، ما
		، پازل، تاپ زنانه، شال و...

صفحه 15 از 16 نخستنخست ... 513141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 141 به 150 از 156

موضوع: برنده مسابقه ادبی فراسوي زنانگي از دید کاربران ...*baran* از دید داور ماریا

  1. Top | #1


    عنوان کاربر
    مدیر سابق
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    علايق
    مطالعه؛ موزيك؛ فيلم؛ ورزش؛ مد
    موقعیت
    تهران
    نوشته ها
    3,025
    مدالها
    محبوبيت
    4547
    تشکر کرده
    8,652
    تشکر شده :18,858 بار در 2,971 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 10

    برنده مسابقه ادبی فراسوي زنانگي از دید کاربران ...*baran* از دید داور ماریا

    دوستان و همراهان گرامي
    قبل از هرچيز از شركت و حضور فعال شما در اين دوره از مسابقات ادبي در كمال ادب و تواضع تشكر ميكنم. خواندن متنهاي زيباتون مثل هميشه اين باور عميق من را تاييد كرد كه هنرمنداني در اين فروم هستند كه با كمي پرورش استعدادشان در زمينه ادبيات مي توانند راهي نو را تجربه كنند و افق هاي گسترده اي را در فراروي زندگي هنريشان داشته باشند.


    قبل از هرچيز مايلم نكته اي را متذكر شوم و آن اينكه بر اساس قوانين مسابقه مجاز به پذيرش بيش از 10 خط نبودم و به همين دليل عليرغم ميل باطنيم يكي از متنهاي مورد علاقه ام را كوتاه كردم و اين بسي مايه تاسفم شد. البته در بخش خارج از مسابقه كه بعد از اتمام نظرسنجي خواهم گذاشت متنهاي كوتاه شده و همچنين شعري كه در بخش مسابقه حضور ندارد را به صورت كامل مي گذارم تا شما هم از لذت خواندنشان بهره مند شويد.

    و اما نفرات برتر از دید کاربران :

    مقام اول: متن شماره 9 به قلم *BARAN* عزیز با 33 رای

    مقام دوم: متن شماره 2 به قلم ماریا عزیز با 31 رای

    مقام سوم :متن شماره 5 به قلم taraneh 1369 عزیز با 29 رای

    متن برگزیده از دید داور متن شماره 2 به قلم ماریا


    جوایز: نفر اول مدال مسابقه + 50 امتیاز
    نفر دوم 30 امتیاز
    نفر سوم 20 امتیاز
    شرکت کننده ها هر کدام 10 امتیاز









    متن شماره 1 –
    cimaتعداد رای : 15
    چیزی در ذهنم جولان می دهد و من می اندیشم که شاید وسوسه ای باشد ورای زنانگی من، که روح خسته و رنجور مرا رها شده از قوس های زنانه و شهوت آلود تنم تمنا میکند.وسوسه ای که مصرانه می خواهد رسالت اندام را خاتمه دهد و بکاود روح یک انسان را فارغ از زن بودنش!
    تنم_این غمخانه به حصار هوس کشیده شده_خسته از لغزیدن گاه به گاه سایه پر از شهوت مردانه و سیراب شدن های یخزده ی کدر،آغوش می خواهد.آغوشی گرم و بدون هوس ،آغوشی فراسوی مردانگی و حتی زنانگی،آغوشی تنها برای تسکین دردهای یک عمر حبس بودن در حصار محدودیت های زنانه!
    افکار گنگ و سرکش همچنان در مغزم می رقصند و من در پی سکوت و آرامشی فراسوی حس زنانگی ام ،همچنان واژه ها را می جویم....


    متن شماره 2 – ماریا تعداد رای : 31

    درفراسوی زنانگی ام
    بلند خندیدن ازنجابتم نمی کاهد وآزادی ام هرزگی تعبیرنمیشود.
    سادگیم را حماقت نمی پندارند،اندیشه ام راپاس میدارند و حقم! رابا توهمی قانونی به تاراج نمیبرند....
    در آنجا غرورم راقربانی و نفسم را از اعتماد تهی نمیکنند.....
    در این حس برتر
    مرد معبودم نیست،معشوقم است . عشقم را درپس تمایلات شهوانی گم نمیکند. من یک زنم و میدانم که مرد، این جنس به ظاهرقوی، قدرتش را از عشق من وام میگیرد،درسایه صبرمن به بارمینشیند وازگرمای آغوش من آرام میگیرد .....
    حال بدان! که درفراسوی زنانگی ام
    من انسانم،باقلبی ازعطوفت سرشار........وانسان بودن تابع هیچ جنسیتی نیست
    پس .............




    متن شماره 3 – ثنا تعداد رای: 9

    چندين بار صدايش زدم ، گويي حواسش نبود ،
    شايد مي خواست پي راحتي و آسودگي اش برود ،
    شايد دلش ميخواست زمان بيشتري براي خودش صرف كند ،
    گويي ميخواست به سادگي برود دنبال آرزوهايش .
    كمي نگران شده بودم ،
    نميتوانستم ساده از كنارش بگذرم .
    مي خواستم مطمئن شوم ،
    مطمئن شوم كه مي تواند ،
    كه مي تواند خالق باشد ،
    خالق عشق ،
    خالق شور و طراوت زندگي ،
    و انسان ساز ...
    يكبار ديگر در آيينه نگاه كردم ،
    و اين بار هم مطمئن شدم .
    من خيلي وقت است ، زن آفريده شده ام ...




    متن شماره 4 – تاشا تعداد رای: 9

    از من فاصله نگیر!
    برای کنار هم گذاشتن کلمات٬ ذهنم خالی است…
    ولی احساس می کنم به نوشتن مجبورم ! گاهــــــي دلم براي خودم تنگ مي شود، برای باورهای گذشته ام، برای پاکی های کودکانه، دلم از رهگذراني كه در اين مسيـر بي انتها آمدند و رفتند، خسته مي شود ولی تو از من فاصله نگیر.
    این روزها پشت پنجره نشسته ام و منتظر بارانم. می دانم بهار، هنوز هم شورانگیز است. می دانم یکی از همین روزها ، کسی که جز تو نیست بازمی گردد.
    هر بار که به من نزدیک می شوی ، باور می کنم هنوز هم می شود زندگی را دوست داشت !
    از من فاصله نگیر ! من از امید های کوتاه خسته ام. برایت خاطراتی روی این لوح سفید نوشته ام که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را برای بار دوم برایت بگوید.
    از من فاصله نگیر از زیر سنگ هم که شده پیدایم کن، مدتهاست که تنهایی های مرا دست های جستجوگریی لمس نکرده اند..... از من فاصله نگیر...



    متن شماره 5 –
    taraneh 1369 تعداد رای: 29
    لباس های رنگی رنگی ام را برای روزهای خوب ِرسیدن به آرزوها در بغچه پیچیده ام.ساده بگویم:هنوز فرصت هست.فعلا باید به اوضاع خانه سامان بدهم. شاید هم آرزوهایم داخل کتریِ در حال جوشیدن روی اجاق حل می شود.چه می دانم!آرزوهایی این چنین،همان بهتر که حل شوند!گاهی فکر میکنم با هر زایمان،آرزوهایم تبدیل شده اند.مثلا ازآرزوی نویسنده شدن خودم به آرزو برای نویسنده شدن دخترم.شاید هم آرزوهایم تبخیر شده اند.چون اینها که دیگر آرزوهای من نیستند.
    منِ دخترک موفرفریِ آن سالها...وقتی فکر می کنم که آرزوهای دخترک هم تبخیر بشود،سردرد می گیرم.کدئین میخورم.شبها فکر و خیال برم میدارد.آرزوهایم مثل بادبادک بر فراز خانه ام این طرف و آن طرف می روند.خداراشکر که شب است و کسی آنها رانمیبیند. دوباره صبح می شود و خورشید،خیال های دیشب را می سوزاند.اصلا! آرزو برای زنها خوب نیست،پیرشان میکند..الان چند نسل است که همه ی ما پیر شده ایم.مادربزرگ،مادرم و من.اصلا انگار همه ی زن ها به خاطر آرزوهایشان پیر می شوند،و گرنه زن که پیر نمی شود.زن آنقدر زیباست که هیچوقت زوال ندارد.اگر نبود که خدا او را مادر نمی کرد.زن خیلی زیباست.زن را آرزو پیر می کند. کاش اصلا شب نشود...




    متن شماره 6 –
    *محبوب* تعداد رای: 7


    در فراسوي زنانگيم نه ، در فراسوي ذهنم يه آدمی هست که نميشناسمش ...گاهي دلش ميگيره از اين همه دلتنگي از اين همه دوري .... گاهي ميخنده به همون روزاي دلتنگي ...گاهي خودشم نميدونه کيه، نميدونه چي ميخواد
    در فراسوي ذهن خواب و بيدارم ....افکارم مرتب منو از اين سو به اون سو ميبره
    زني که نياز داره با خودش تنها باشه ، تنهاي تنها ، مادري که همیشه در تلاشه تا بهترين مادر دنيا باشه ، همسري که ميخواد بهترين معشوقه باشه
    ولی زندگي ازش ميخواد همشون باشه و خودش گاهي هيچ رو به همه اونها ترجيح ميده
    در فراسوي همه آنچه هستم و نيستم ، نه مادري هستم از جنس بلور و نه معشوقه اي تمام عيار ،
    مني هستم از آنچه خود ميخواهم، نه آنکه زندگي به من ديکته ميکند
    نه از جنس خورشید و نه به زيبايي مهتاب
    در فراسوي زنانگيم نه در فراسوي ذهنم
    ميخواهم تنها خودم باشم ، رها از قيد و بند زن يا مرد بودن ، در تلاش براي هرآنچه ميتوان نام انسان روي آن نهاد




    متن شماره 7 –
    غزاله تعداد رای: 7


    اتیکت

    کاشکی کسی این برچسب ها رو از روم میکند.اه اونقدر بدم میاد.اینا رو کی چسبودن که هیچ نفهمیدم.اولش کم بودن.کم کم زیاد تر شدن.

    الان من بیام یه چیزی بگم دوباره یکی دیگه از اینا رو میچسبونین روم.بیا.آ...آآآا.هیچی نگفتم.باز که یکی دیگه چسبوندی!

    بکن..اینا رو بکن...خودم که میکنم نمیشه.پاره میشن.باز نصفشون میمونه رو تنم.بعضی ها که قدیمیترن جای چسبشون میمونه.مو و کثافت میچسبه بهش.رنگ زیرش عوض شده.یه جورایی معلومه روش چیزی چسبونده بودن.خودم که میفهمم.

    چجوری چسبوندی عوضی.اینو وقتی چسبوندی که بهت گفتم پاهاتو جمع کن.روش نوشته خراب.این یکی روش نوشته ناموس.این یکی نوشته عجوزه.اصلا ولش کن.خودت بهتر میدونی.لااقل بذار خودم بکنمشون.فقط جاشون میمونه.اونم بعدا میره.بعد از هزار بار حموم رفتن یا هزار بار پوست انداختن یا بعد از هزار سال.



    متن شماره 8 – Nazi تعداد رای : 7

    دیگه برام عادت شده که با معیار جنسیت سنجیده بشم! شنیدن جمله هایی مثل :"آخه زن رو چه به رانندگی برو بشین تو خونه" یا "کی شما زنا رو آورده سر کار همینه که اوضاع ادارات این قدر خرابه" و از این قبیل عبارات برام عادی شده. ولی هنوزم دلم میشکنه.انکارش نمیکنم.گاهی اوقات با خودم فکر میکنم اون آقایی که این حرف رو میزنه،تا حالا یه بار جای من بوده؟صبح زودتر از همه بیدار شده تا صبحانه رو حاضر کنه...بره سر کار و برگرده خونه و تازه با شیفت دوم کاری که کارای خونه است مواجه بشه؟ میدونه چقدر سخته که ذهنت مدام چند جا کار کنه؟ اصلا نمیدونم ایشون که میگه زن رو چه به کار، میدونه چرخوندن چرخ زندگی با یه حقوق برای ما ممکن نیست؟ این یه قسمتشه...شنیدن زخم زبون هایی مثل "چرا خونه نامرتبه" یا "چرا غذا دیر حاضر شد" یه طرف دیگه قضیه است.وقتی آخر شب یه لیوان چای برای خودم میریزم و میشینم پشت پنجره....فقط یه سوال تو ذهنم میچرخه...چرا هیچکی نمیفهمه من قبل از زن بودن،انسانم.





    متن شماره 9 – *BARAN* تعداد رای: 33
    دستانم بوی پیاز می دهد و لباسم بوی پیاز داغ و مرتب هم می زنم زندگی را که مبادا ته بگیرد
    و بسوزد رویاهایم غذا کم کم دم می کشد دخترم می چسبد به پاهایم مثل پیچک کوچکی که
    می خواهد قد بکشد نقاب مادرانه ام را بر تن می کشم، و بالهای آسمانی ام را با دخترم تجربه
    می کنم ، صدای زنگ تلفن بلند می شود مادرم است صدایش را که می شنوم
    دخترکی می شوم از جنس باد نا آرام و شاد ،
    لحظه ای درنگ می کنم ساعت را که نگاه می کنم زمانش رسیده مقابل آینه می
    ایستم و لباس نو ام را برتن می کنم موهایم را شانه می زنم و با تمام وجود نقاب زنانگی ام را
    در آغوش می کشم همیشه لبخند می زند نقابم را می گویم ، پشت سرم را که نگاه می کنم
    هر دو خوابیده اند کنار پنجره اتاقم می ایستم بدون نقاب هایم و به خودم فکر می کنم این بار
    خودم هستم بدون نقاب در مقابل آرزوهایم ،دیر وقت است و من آرام نقاب هایم را گَرد
    می گیرم برای فردا .




    متن شماره 10 – ati تعداد رای: 6

    من فراسوی زنانگی را در بزرگی خدا که در چشمان مادرم بود دیدم ، در غم ناگفته او ، در دل آسمانیش ، در دستان توانمندش ، در قدرتی که فقط او بود ، خدا بود ، زن بود ، نمیدانم که بود و نخواهم فهمید چرا ماند و نرفت ... . چگونه ماند با 6 فرزند ، که اولی در مسیر ازدواج و آخری در شکم داشت .
    خدایا عظمتت را شکر . مادرم ای استوره ی من . 28 سال سن مناسبی نبود برای تنها شدن . اوه مادر . چگونه توانستی ، و هزار حرف که شاید 10 حرف آن را هم ما بیشتر ندیدیم و تو ... .
    دوستت دارم




    متن شماره 11 – باران تعداد رای: 1

    فراسوی زنانگی:
    در آن سوی رویا وقتی که سکوت تنها روزنه بین ما بود.
    و من با طنین اولین نگاهت عشق را دریافتم.
    فهمیدم که دُنیـا فراتر از آن چیزی ست که می اندیشم.
    فراتر از آنچه که هست و آنچه که باید باشد.
    آه از این روزهای بی عشق
    روزهایی که میدانم هیچ چیزی این رویای ابدی را پر نخواهد کرد.
    رویایی از جنس عشق
    رویایی از جنس بودن



    متن شماره 12 –
    مامان تعداد رای: 13


    به دنبال هیچ چیز نگرد بانو
    هیچ فراسویی نیست که درخور تو باشد
    بالاترین ها همان زنانگی توست
    و تو به همین خاطر مخلوقی خاص هستی
    باور کن!




    متن شماره 13 – هدیه تعداد رای: 8


    زن.زنانگی.زندگی.زن بهانه ی خلقت. بهشت بهانه ای برای زن .زن برتر و بالاتر . زن بی نیاز از هرموجود حتی مرد.البته به اذن خدا مانند مربم مقدس.
    مادر یعنی عشق.از خود گذشتگی.نهایت لذت بردن حتی از یک نگاه به کودکش.
    زیبا ،اما خسته.مادر در این زمانه یعنی کار، تلاش، بی خوابی، نمیشود گفت مثل یک مرد.چون مردها هم تاب و توان این همه زحمت و مشقت را ندارند.مادر مانند یک شیرزن.مانند یک زن. تصورش هم برای یک مرد سخت است.
    آن سوی زنانگی مادرها چیست؟آن سوی افکارمتلاطم یک زن چیست؟درپس آن چهره ی به ظاهر خوشحال چیست؟
    آرامش؟رضایت؟
    ....
    کاش زن دراین دوران بعد از آن همه از خودگذشتگی کمی هم خودرامی دید.کاش آن سوی تلاش هایش برای زندگی کمی هم به خود اهمیت میداد. ولی ... آن سو،بالاترو فراسوی زنانگی چیزی نیست جزء:
    غرق درفدا شدن در نهایت احساس رضایت از فداشدن
     
    .
    40 کاربر زیر از دوست گرامی نغمه عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (27-02-93),*ماریا* (21-02-93),*محبوب* (21-02-93),*صدف امیر خان* (22-02-93),Adeleh(royaye-khis( (21-02-93),Admin (22-02-93),ALALEH (21-02-93),ashpaz (28-02-93),ati (21-02-93),bermuda (28-02-93),ChefShiva (21-02-93),ddarya (27-02-93),didar (27-02-93),Lylyfaraz (24-02-93),M.O.H.S.E.N (27-02-93),maral_saya (21-02-93),Mastane Matlabi (21-02-93),MEHR (22-02-93),Miss world (21-02-93),najmeh (27-02-93),Paniz81 (26-02-93),pooh and pinki (22-02-93),saharjoon (21-02-93),samaneh (27-02-93),samiira (26-06-93),serepizadeh (21-02-93),shamimbanoo (03-03-93),taraneh (21-02-93),فرسا (22-02-93),مامان (21-02-93),مریم گلی (21-02-93),هیرسا (28-02-93),هانی عسل (27-02-93),هدیه (21-02-93),بـــاران (21-02-93),تارا (27-02-93),ثــنا (21-02-93),دختر آسمانی (21-02-93),سونیا (23-02-93),ستاره شرقی (27-02-93)




    Parle si tu as des mots plus forts que le silence, ou garde le silence
    Euripide



    صحبت کن اگرسخنانت قوی تراز سکوت است در غیر اینصورت سکوت کن .
    اوری پید




  2. Top | #141


    عنوان کاربر
    کاربر حرفه اي
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    موقعیت
    مازندران
    نوشته ها
    1,593
    محبوبيت
    2097
    تشکر کرده
    10,433
    تشکر شده :6,486 بار در 1,371 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 34
    باران جون ، ماریا جون و ترانه جون بهتون تبریک میگم....

    به همه خانم های هنرمند تبریک میگم به خاطر قلم شیوایی که دارند...
     
    7 کاربر زیر از دوست گرامی Adeleh(royaye-khis( عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (27-02-93),taraneh (27-02-93),نغمه (29-02-93),هدیه (28-02-93),ثــنا (28-02-93),غزاله (28-02-93)

    دختر است دیگر …

    بابایش نباشد ، زمین میخورد !





  3. Top | #142


    عنوان کاربر
    کاربر نيمه فعال
    تاریخ عضویت
    تیر 1392
    نوشته ها
    523
    محبوبيت
    1174
    تشکر کرده
    1,922
    تشکر شده :2,560 بار در 530 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 48
    تبریک میگم به برندگان مسابقه به خصوص ماریای عزیز
    متن های همه بسیار زیبا بودن
    البنه شرکت کنندگان دیگه متن هاشون زیبا بود
    نغمه جون شما هم خسته نباشید






    *********
     
    6 کاربر زیر از دوست گرامی saeideh A عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (27-02-93),taraneh (27-02-93),نغمه (29-02-93),ثــنا (28-02-93),غزاله (28-02-93)
    لبخند واگیردار است شما ناقل باشید . (ماکسول مالتز)

  4. Top | #143


    عنوان کاربر
    مدیر سابق
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    نوشته ها
    2,207
    محبوبيت
    3066
    تشکر کرده
    12,154
    تشکر شده :8,849 بار در 1,973 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 20
    مبارک باشه خانومهای برنده
     
    5 کاربر زیر از دوست گرامی ddarya عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (28-02-93),taraneh (28-02-93),نغمه (29-02-93),هدیه (28-02-93)

  5. Top | #144


    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    نوشته ها
    316
    محبوبيت
    558
    تشکر کرده
    4,819
    تشکر شده :2,143 بار در 290 پست
    وای خیلی عالی بودن پر از احساس مو به تنم سیخ شدن از خوندنشون ...آفرین به ذهن پویا وقلم توانا تون خانهای آشپزانه ای... باران جان فوق العاده بود ماریا جان وترانه جان بسیار زیبا ودلنشین بودن تبریک به همه ی شرکت کنندگان وتشکر از نغمه عزیز موفق باشید...

    فرستاده شده از GT-I9300ِ من با Tapatalk
     
    8 کاربر زیر از دوست گرامی didar عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (28-02-93),Mastane Matlabi (28-02-93),taraneh (28-02-93),نغمه (29-02-93),هدیه (28-02-93),ثــنا (28-02-93),غزاله (28-02-93)

  6. Top | #145


    عنوان کاربر
    کاربر جديد
    تاریخ عضویت
    فرو 1393
    علايق
    مطالعه ونوشتن سفر اشپزی
    نوشته ها
    32
    محبوبيت
    66
    تشکر کرده
    22
    تشکر شده :128 بار در 33 پست
    baran..ماریا..وtaranehعزیز بهتون تبریک میگم..
    سحری لوبیا پلو
    با عشق
     
    4 کاربر زیر از دوست گرامی f2002 عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (28-02-93),taraneh (28-02-93),نغمه (29-02-93)

  7. Top | #146


    عنوان کاربر
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    موقعیت
    آباده(فارس)
    نوشته ها
    2,955
    مدالها
    محبوبيت
    5669
    تشکر کرده
    27,661
    تشکر شده :26,868 بار در 3,050 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 64
    امتیازات کاربران ارسال شد



    60.jpg
     
    9 کاربر زیر از دوست گرامی ChefShiva عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*مهناز* (28-02-93),*ماریا* (28-02-93),*محبوب* (28-02-93),taraneh (28-02-93),مامان (28-02-93),نغمه (29-02-93),بـــاران (28-02-93),ثــنا (29-02-93)

  8. Top | #147


    عنوان کاربر
    کاربر خودموني
    تاریخ عضویت
    مرد 1392
    علايق
    خانواده سفر شیرینی نقاشی
    موقعیت
    تهران
    نوشته ها
    175
    محبوبيت
    709
    تشکر کرده
    1,479
    تشکر شده :1,604 بار در 163 پست
    برندگان عزِِِِِِِِِِِِیــــــــــ ـز مبارک باشه..
     
    4 کاربر زیر از دوست گرامی ashpaz عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (28-02-93),*ماریا* (28-02-93),taraneh (28-02-93),نغمه (29-02-93)

  9. Top | #148


    عنوان کاربر
    کاربر حرفه اي
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    علايق
    خانواده.مطالعه.آشپزی.گردش
    موقعیت
    تهران بزرگگگگ
    نوشته ها
    2,019
    محبوبيت
    3284
    تشکر کرده
    8,382
    تشکر شده :11,381 بار در 1,870 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 13
    نقد آثار رو اینجا مطرح میکنید???
    زرشک پلو با مرغ
     
    کاربر زیر از دوست گرامی *مهناز* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    نغمه (29-02-93)
    اگر به سویت این چنین دویده ام
    به عشق عاشقم
    نه بر خیال تو


  10. Top | #149


    عنوان کاربر
    مدیر سابق
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    علايق
    همسرم،پسملم،هنر،کتاب وجدیدا
    موقعیت
    مشهد
    نوشته ها
    1,348
    مدالها
    محبوبيت
    3477
    تشکر کرده
    8,069
    تشکر شده :11,209 بار در 1,343 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 131
    دوستای خوبم بهتون تبریک می گم. عالی بود.نغمه جون خسته نباشی عزیزم
    پیتزااااااااااا
    ااا
     
    3 کاربر زیر از دوست گرامی کیانا عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (29-02-93),taraneh (28-02-93),نغمه (29-02-93)

  11. Top | #150


    عنوان کاربر
    کاربر نيمه حرفه اي
    تاریخ عضویت
    مرد 1392
    علايق
    همسر و فرزندان -ادبیات
    موقعیت
    تهران
    نوشته ها
    1,235
    مدالها
    محبوبيت
    2371
    تشکر کرده
    4,826
    تشکر شده :6,773 بار در 1,121 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 81
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهنازجون نمایش پست ها
    نقد آثار رو اینجا مطرح میکنید???
    مهناز جون نقد آثار فکر میکنم صفحه 13 باشه
    چلو گوشت
     
    2 کاربر زیر از دوست گرامی *ماریا* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *مهناز* (28-02-93),نغمه (29-02-93)
    گاهی سکوت یعنی کلی حرف.....که حال زدنش رو نداری....!!!

صفحه 15 از 16 نخستنخست ... 513141516 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. و خدا فرشته اش را به سوی خود خواند...
    توسط غزاله در انجمن تبریک ، تسلیت و مناسبتها
    پاسخ: 78
    آخرين نوشته: 22-02-93, 09:25
  2. پاسخ: 66
    آخرين نوشته: 21-02-93, 08:06
  3. باران جون ( *baran* ) تولدت مبارک
    توسط serepizadeh در انجمن تبریک ، تسلیت و مناسبتها
    پاسخ: 36
    آخرين نوشته: 02-10-92, 11:45
  4. سالاد فرانسوی
    توسط mahboubehbanoo در انجمن سالادهای سرد و گرم
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 18-03-92, 05:48
  5. ساندویچ فرانسوی
    توسط آرزو* در انجمن ساندویچ
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 09-02-92, 08:01

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Email:info@ashpazaneh.com
آشپزانه تجمیع هنر است به سبکی جدید. آشپزی در آشپزانه، بهانه ای می شود تا طعم مهر دستهایت در ترکیب بدیع رنگهای زیبای خوراکیها در آنچه که به رسم زندگی بر سفره عزیزانت می گذاری، جلوه ای دیگر ببخشد هنر بودنت را. در آشپزانه فقط هنر آشپزی در تهیه غذاهای سنتی و مدرن، انواع نوشیدنی ها و دسرها و تزیین روحنواز را نمی آموزی بلکه می توانی در فضای عطرآگین صمیمیتش، نفسی تازه بکشی و هر آنچه بر دل نازنینت باری شده، فرو بگذاری.
آشپزانه در یک کلام، آشپزی عاشقانه است در قالب بزرگ زندگی با پس زمینه ای از عطوفت. حق عضویت تو، تنها لبخند پر از اشتیاقی است که پس از خواندن مبحث مورد علاقه ات بر لبهای مهربانت می نشیند و آشپزانه ای ها را غرق در غرور و افتخار می کند.
اخطار: ورودت با خودت هست اما خروجت بی گمان، مدتها زمان می برد زیرا هر آنچه که بخواهی برایت فراهم شده و تضمینی نیست که بتوانی تنهایمان بگذاری. مقدمت شکوفه باران
تحلیل گر