آخرين ارسال های انجمن

طراحی وب سایت شرکت رایانیک پارس چاپ اینجا، چاپ عکس سفارشی روی لیوان، تیشرت، ما
		، پازل، تاپ زنانه، شال و...

صفحه 3 از 12 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 111

موضوع: نفر برتر مسابقه ادبی در قالب طنز با عنوان (ردپای سوسک) ماریا عزیز

  1. Top | #1


    عنوان کاربر
    مدیر سابق
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    علايق
    مطالعه؛ موزيك؛ فيلم؛ ورزش؛ مد
    موقعیت
    تهران
    نوشته ها
    3,025
    مدالها
    محبوبيت
    4547
    تشکر کرده
    8,652
    تشکر شده :18,858 بار در 2,971 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 10

    نفر برتر مسابقه ادبی در قالب طنز با عنوان (ردپای سوسک) ماریا عزیز


    و اما برنده مسابقه

    نفر اول متن شماره یک با 33 رای متن زیبای ماریا عزیز

    نفر دوم متن شماره 3 با 31 رای مامان (محبوبه) عزیز

    نفر سوم متن شماره 6 با 17 رای غزاله عزیز





    متن شماره 1 -ماریا با 33 رای نفر اول

    دلت میخواد برات بگم از سوسکای محلمون
    از اون طلایی هایی که پر میزنن تو آسمون....
    چند سال پیشا تو هر خونه...رودیوارا، تو کابینت، آشپزخونه، دستشویی ها......
    سوسک، برو بیایی داشت.
    دیدن جارو توی دست خانما، با جیغ های بنفششون...فیلم نبود.مستندی تاریخی بود.
    سوسکای زرد و طلایی ، با پاهای کنگره ای تو سایزای کوچیک و بزرگ، مهمان ناخوانده بودن.، یه هم خونه دائمی ، برای هر خونه بودن.
    باور داری اگه بگم !تو سطح شهر کرور کرور ولو بودن !!!
    تابستونا موقع خواب، رختخوابا باند فرودگاه میشد...چه ترسی داشت ، رو لباست سوسکه پرش وا نمیشد.
    به دامنت میچسبید و با شاخکهاش بازی میکرد،با دست اون و پس میزدی، نفهم ، یهو قاطی میکرد.
    خلاصه که تو اون روزا، این کابوس انتها نداشت. حتی تو حمام زیر دوش،چشم ازت بر نمیداشت........

    میخوام بپرسم یه سوال!!!!!!!!!
    میدونی ردپای سوسک، چرا کم رنگ شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    امروزه حتی مورچه ام کنترل جمعیت و بلد شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    متن شماره 2 - همتا با 9 رای

    آخ سوسك
    واي سوسك
    داره از لابه لاي درز ديوار با همون شاخكاي بلندش بهم زل مي زنه . منم كه تمام پاچه ي شلوارم و دادم بالا ... البته شلوار خسيم ( اشتباه نكنيد خيس عرق از بس كه دنبالش دويدم ) يه لحظه بر مي گردم ولي اون نگاه نافذش رو ازم دور نمي كنه دمپايي رو گرفتم دستم اما يه متر و نيم باهاش فاصله دارم آره دقيقا يه متر و نيم اما نمي دونم چرا دارم اون صورت رعب آميزش رو به وضوح مي بينم .
    آماده شليكم كه هر موقع رد شد تيرم و رها كنم . البته اينجا دمپايي نقش اسلحه فوق پيشرفته رو واسه اون چيز نمي دونم بهش چي بگم بگم بچه زرنگ زبل بلا مرض درد بي درمون رو بازي ميكنه .
    تيك تاك ساعت بيشتر عصبي ام مي كنه مي خوام ببينم چقد علاف اين سوسك شدم مي بينم خيلي گذشته به نظرم عقربه هاي ساعت همون شاخكاي سوسكس كه داره تكون مي خوره . دوباره به سوسك نگاه مي كنم به موقعيت دفاعي قبلي برمي گردم . بيشتر كه دقيق مي شم متوجه ارتعاشاتي تو بدن سوسك مي شم .. خدايا يعني اون از من ترسيده اما نه انگار داره دهنش و تكون ميده . تو ذهنم صداي قاه قاه خندش مي پيچه. نمي دونم اونم داره به چيزي كه من فك مي كنم فكر مي كنه كه امروزم نتونستي منو بگيري.



    متن شماره 3 - مامان (محبوبه) با 31 رای نفر دوم

    از در درآمدی و من از خود به در شدم
    گویی کزین اتاق به جهانی دگر شدم
    چشمم به راه تا که ببینم یه لنگه کفش
    باز آمدی و رفتی و من بی خبرشدم
    من همچو مور بُدم در بر تو سوسک
    آری تو چیستی که ز جا من به در شدم!
    دستم نداد قوت رفتن ازین اتاق
    چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
    تا رفتنش ببینم و مردنش بشنوم
    از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
    من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
    کاول نظر به دیدن او خون جگر شدم
    من را خود التفات نبودی به صید تو
    از این جهت دوان به سوی یار نر شدم!
    گویند روی سرخ تو خانم ؛ که زرد کرد؟
    یک رد پای سوسک دیدم و از جا به در شدم



    متن شماره 4 - taraneh با 12 رای
    اصلا شما خجالت نمی کشید که درمورد ما طنز می نویسید؟مگر ما با شما شوخی داریم؟حالا چون ما نماینده ای نداریم از حقمان دفاع کند،این رفتار شما درست است؟شما باید درباره ی ما سوگ نامه بنویسید!سیاه سیاه!پر از پیف پاف و لنگ کفش و قلم و هزار اسم دیگر که پول هایتان را صرفه ش می کنید.
    چرا پول هایتان را حرام می کنید؟اگر همان پول ها را کتاب "نظافت به از کثافت" بخرید و بخوانید،باورکنید دیگر ما را نمی بینید،ما هم راحت می شویم ان شاالله!وقتی دائما در حال غلت زدن هستید،ظرف هایتان چهار روز در ظرفشویی منتظر است،زباله هایتان یک ماه در کابینت ،یک نگاهی هم نمی اندزید به این ها،بعد از سازمان برای ما حکم انتقالی می آید به مقصد خانه ی شما!ما هم که باید زن و بچه را کول کنیم به صرف جیغ بنفش و فحش!
    حالا ما باید به شما پیف پاف بزنیم یا شما به ما؟ما را از فامیل دور کرده اید،نه عید داریم نه مسافرت نه جشن تولد خانوادگی...آواره شده ایم تازه هرروز باید لنگ کفش هم بخوریم.آهای خانم،اگر خودت را دوست داری،یقینا ما را هم دوست داری،من بلد نیستم تیکه های آبدار بگویم اما : نظافت بد چیزی نی!بروید خجالت بکشید.



    متن شماره 5 - مریم گلی با 16 رای
    با تکون دادنِ ... شاخکهایت .... تو به من خندیدی
    و نمیدانستی من با یک دمپایی ... با چه دلهره..... از فاضلاب خونه .... تا تو اشپزخونه
    رد پای تو رو دنبال کردم ...
    و تو ارام ارام .... تو سینک ظرفشویی .... حالتو می کردی
    پیکرت لرزه بر انداخت به دستان منو ....دمپایی از دست من افتاد به خاک
    پدرم از پی من تند دوید .........سوسک را در سینک دید
    غضب الوده به تو کرد نگاه ....
    من به تو خندیدم ...
    چون که من میدیدم .... تو با چه دلهره از سینک فرار می کردی ...
    دل من گفت وانسا و برو ...چون نمی خواست به خاطر ارد
    نیم جان شدن جسم تو را
    من از انجا رفتم .... ولی
    خش خش گام تو تکرار کنان .... می دهدازارم
    همه اندیشه کنان ... غرق این افکارم
    که خدای عالم ...
    چی می شد خانه ما سوسک نداشت ...



    متن شماره 6- غزاله با 17 رای نفر سوم

    روز ششم از دهه پنجم هزاره یازدهم دوره سوم
    چند روزیست که طی بی احتیاطی های صورت گرفته توسط چند عضو و دیده شدن در ملا عام مواضع ما شناسایی و مورد هدف قرار گرفته شد.در این مدت بر اثر حملات شیمیایی و فیزیکی دشمن،ما تعداد زیادی از اعضای خانواده بزرگمان را از دست دادیم.
    آخرین گروه مبارزان دوموتوره ما شجاعانه در حین پروازهای رعب افکن سرنگون شدند.گردان زرد ها مستقر در آشپزخانه طی عملیات شناسایی شبانه در برخورد با کابینت مهمات فرمول جدید دشمن،در دم مسموم شده و جان خود را از دست دادند.گروه های مستقر درچاله آسانسور و آمریکایی های ساکن انباری به شدت قلع و قمع شده و به اجساد انها نیز رحم نشد.
    هم اکنون ما دسته کوچک بازماندگان در مقر راه آب مخفی در زیر فرش آشپزخانه جمع شده ایم و امیدی نداریم.لحظاتی پیش نوری تابید.شناسایی شدیم... دارند میآیند..دارند میآیند..
    من کاتب السواسیک مینگارم دشمن بداند تا دنیا باقیست نسل ما همواره باقی ...ȸʘᾥ₳Ӝ҂Ѭ



    متن شماره 7 - باران با 13 رای
    چشمانش گویی از حدقه زده باشد من را می نگریست.و من هم پوست کلفت تر از آن همان جا روبه رویش ایستاده بودم.چه نبردی بود.شاخک های گیرنده خود را هی آن سو این سو می کرد. و من با نیشخندی که تا بناگوش باز بود به اون خیره شده و گفتم کور خوندی که بتونی منو خام نکنی. نمیزارم فرار کنی. و او سرگشته از این تردید اندگی جلو آمد.
    و من اندگی عقب رفته تا فرار نکند. اما گویی دست مرا خوانده بود. به ناگاه دیدم بالهای چشندش آورش را بر فراز سقف دیوار حمام برده تا بتواند آسوده تر فرار کند. با خود گفتم با ابررررفرضضض این دیگه چه عجوبه ایست بال داره دوباره اندکی عقب رفتم و پیف پافی را که ته مانده ی کمی در ان بود. به سقف حمام نزدیک کرده و پیس پیس کردم.اما او گویا سگ جون از آن چیزی بود که فکر کرده بودم .به طرف من آمد و به بیرون از در حمام پرواز کرد.
    و من هم به دنبال آن.با پیف پافی تمام شده و یه لنگه دمپایی.به ناگاه مادر را دیدم که مرا با تعجب می نگرد. و من هم انگار نه انگار داشتم همان طور بی پروا دنبالش می دویدم که به اتاقم رسیدم که ناگاه چشمانم به خودم افتاد و از دیدن خودم به حیرت مانده بودم و مادر از صدای تقی به سمتم آمد و مرا دید و زد زیر خنده. بعله بنده روم به دیفاررر با موهای کفی و تن نیمه عریان بسیار ضایع با دمپایی و پیف پافی دنبال سوسکی رفته و آخر هم او از این نبرد تن به تن پیروز گشته و من سیاه بخت با همان صورت لوپ لوپی قرمز به سمت حمام رفته و تا چند روز نتوانستم به صورت ماه مادر نگاه کنم.



    متن شماره 8 - صدف امیرخان با 16 رای

    زود باش برقص
    زود باش
    رقص بلد نیستم بابا
    نه باید برقصی پس عروسی پسرت چطور میخوای برقصی؟ مثلا مادرشوهری
    خیلی از سوسک میترسه طوری که اگه یه سوسک یهویی بیاد روش زمین و زمان و فحش میده.حتی ممکنه سکته هم بکنه
    خالمو ارو میگم ،خاله بزرگه
    اون روز داییم یه سوسک و از شاخکاش گرفته بود سمت خالمو مدام بهش می گفت باید برقصی
    خاله ام از ترس اینکه سوسک و نندازه روش عجب رقصی می کرد.تا حالا رقص خالمو ندیده بودم.
    اون روز کلی خندیدیم.بعد ار رقص خالم به این نتیجه رسیدم سوسک درسته ترسناکه اما هم میتونه باعث شادی بشه هم باعث شکوفا شدن استعداد.
    راستی اگه خاله نمی رقصید دایم واقعا سوسک و می انداخت روش؟؟؟؟
     
    .
    25 کاربر زیر از دوست گرامی نغمه عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند:
    *BARAN* (05-04-93),*ماریا* (08-04-93),*محبوب* (06-04-93),*صدف امیر خان* (29-03-93),Adeleh(royaye-khis( (29-03-93),Admin (05-04-93),arezo0 (31-03-93),Baran020 (06-04-93),bermuda (29-03-93),ChefShiva (03-04-93),elmira.t (05-04-93),faeze (29-03-93),hasti (05-04-93),R a h a A (02-04-93),sara_dear1985 (05-04-93),serepizadeh (29-03-93),taraneh (29-03-93),مامان (05-04-93),مریم گلی (02-04-93),مریم بانو20 (05-04-93),همتا (29-03-93),کتی (06-04-93),بـــاران (29-03-93),زهره (29-03-93),سونیا (30-03-93)




    Parle si tu as des mots plus forts que le silence, ou garde le silence
    Euripide



    صحبت کن اگرسخنانت قوی تراز سکوت است در غیر اینصورت سکوت کن .
    اوری پید




  2. Top | #21


    عنوان کاربر
    مترجم سایت
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    نوشته ها
    230
    محبوبيت
    553
    تشکر کرده
    1,785
    تشکر شده :881 بار در 214 پست
    1
    3
    5
     
    کاربر زیر از دوست گرامی *Nasrin* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

  3. Top | #22



    عنوان کاربر
    مترجم سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    موقعیت
    تهران
    نوشته ها
    1,387
    محبوبيت
    4682
    تشکر کرده
    10,886
    تشکر شده :17,331 بار در 1,381 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 5
    1
    3
    8
     
    کاربر زیر از دوست گرامی مهسا خانم عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)


  4. Top | #23


    عنوان کاربر
    مدیر سابق
    تاریخ عضویت
    تیر 1396
    علايق
    مطالعه..شعر..نوشتن..گل ها
    موقعیت
    پشت دیوار شب...
    نوشته ها
    2,658
    مدالها
    محبوبيت
    4258
    تشکر کرده
    19,649
    تشکر شده :18,799 بار در 2,768 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 93
    1
    3
    6
     
    کاربر زیر از دوست گرامی Miss world عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

  5. Top | #24


    عنوان کاربر
    کاربر خودموني
    تاریخ عضویت
    بهم 1392
    علايق
    ﻫﻤﺴﺮﻡ.ﺁﺷﭙﺰﻱ.ﺳﻔﺮ.ﺧﺮﻳﺪ
    موقعیت
    ﺗﻬﺮاﻥ
    نوشته ها
    105
    محبوبيت
    162
    تشکر کرده
    358
    تشکر شده :421 بار در 92 پست
    1
    3
    4
    ﺯﺭﺷﻚ ﭘﻠﻮ ﺑﺎ
    ﻣﺮﻍ
     
    کاربر زیر از دوست گرامی -nilo- عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

    وَ إِذَا سأَلَك عِبَادِي عَني فَإِني قَرِيبٌأُجِيب دَعْوَةَ الدَّاع إِذَا دَعَانِفَلْيَستَجِيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشدُونَ.
    و چون بندگان من از تو سراغ مرا مي‏گيرند بدانند كه من نزديكم و دعوت دعاكنندگان را اجابت مي‏كنم پس بايد كه آنان نيز دعوت مرا اجابت نموده و بايد به من اﻳﻤﺎﻥ آورند تا شايد رشد يابند .

  6. Top | #25


    عنوان کاربر
    کاربر جديد
    تاریخ عضویت
    فرو 1392
    نوشته ها
    76
    محبوبيت
    188
    تشکر کرده
    201
    تشکر شده :393 بار در 65 پست
    1
    3
    8
     
    کاربر زیر از دوست گرامی SHAYESTEH عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

  7. Top | #26


    عنوان کاربر
    کاربر خودموني
    تاریخ عضویت
    فرو 1393
    علايق
    كاشت گل وگياه، خريد و ...
    موقعیت
    UK
    نوشته ها
    204
    محبوبيت
    308
    تشکر کرده
    1,727
    تشکر شده :752 بار در 193 پست
    ١ ،٣ ، ٦


    Sent from my iPhone using Tapatalk
    كوفته
     
    کاربر زیر از دوست گرامی *TALA* عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

  8. Top | #27


    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    اسف 1392
    علايق
    خانواده,شیرینی پزی.خرید
    موقعیت
    گرگان
    نوشته ها
    345
    مدالها
    محبوبيت
    1091
    تشکر کرده
    9,068
    تشکر شده :2,092 بار در 304 پست
    1
    3
    7
     
    کاربر زیر از دوست گرامی انسی عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)

  9. Top | #28


    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    علايق
    سلامتی داداش گلم و خانوادم،یه شاهزاده با یه اسب سفید
    موقعیت
    رشت
    نوشته ها
    812
    محبوبيت
    1340
    تشکر کرده
    2,241
    تشکر شده :4,983 بار در 821 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 5
    3
    7
    8

    نیمرو
     
    کاربر زیر از دوست گرامی kameliya عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)
    ღخدایا آخر نفهمیدم اینجا که هستم "تقدیر" من است یا "تقصیر" من؟؟؟ღ

  10. Top | #29


    عنوان کاربر
    کاربر خودموني
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    علايق
    درس
    نوشته ها
    237
    محبوبيت
    413
    تشکر کرده
    2,635
    تشکر شده :1,363 بار در 225 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 1
    6
    3
    1

    tapatalk
     
    کاربر زیر از دوست گرامی شهرزاد91 عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)
    اگر میخواهی در زندگی ات معجزه شود اگر میخواهی روی زیبای زندگی را ببینی و طعم رسیدن به رویاهایت را بچشی ...معجزه زندگی دیگران باش بیقرار باش برای شادی ساختن در زندگی انسان ها دستهای خدا باش برای برآوردن رویای انسان دیگری جز خودت...خنثی نباش! بی تفاوت نباش! اگر دیدی کسی گره ای دارد و تو راهش را میدانی سکوت نکن...معجزه زندگی دیگران باش تا زندگی معجزه اش را به تو نیز نشان دهد...

  11. Top | #30


    عنوان کاربر
    کاربر خودموني
    تاریخ عضویت
    اسف 1391
    نوشته ها
    273
    محبوبيت
    597
    تشکر کرده
    3,886
    تشکر شده :1,871 بار در 266 پست
    برو به وبلاگ شخصی این کاربر نوشته ها: 3
    4
    6
    7
    جوجه کباب با
    برنج برای همسری
    و با سالاد و نان
    برای
     
    کاربر زیر از دوست گرامی shabhaye tehran عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
    Admin (05-04-93)
    خاطره صدام کنید

صفحه 3 از 12 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 54
    آخرين نوشته: 28-03-93, 10:31

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Email:info@ashpazaneh.com
آشپزانه تجمیع هنر است به سبکی جدید. آشپزی در آشپزانه، بهانه ای می شود تا طعم مهر دستهایت در ترکیب بدیع رنگهای زیبای خوراکیها در آنچه که به رسم زندگی بر سفره عزیزانت می گذاری، جلوه ای دیگر ببخشد هنر بودنت را. در آشپزانه فقط هنر آشپزی در تهیه غذاهای سنتی و مدرن، انواع نوشیدنی ها و دسرها و تزیین روحنواز را نمی آموزی بلکه می توانی در فضای عطرآگین صمیمیتش، نفسی تازه بکشی و هر آنچه بر دل نازنینت باری شده، فرو بگذاری.
آشپزانه در یک کلام، آشپزی عاشقانه است در قالب بزرگ زندگی با پس زمینه ای از عطوفت. حق عضویت تو، تنها لبخند پر از اشتیاقی است که پس از خواندن مبحث مورد علاقه ات بر لبهای مهربانت می نشیند و آشپزانه ای ها را غرق در غرور و افتخار می کند.
اخطار: ورودت با خودت هست اما خروجت بی گمان، مدتها زمان می برد زیرا هر آنچه که بخواهی برایت فراهم شده و تضمینی نیست که بتوانی تنهایمان بگذاری. مقدمت شکوفه باران
تحلیل گر